منطق ریاضى:
هر مسئلهاى که دیدى داره آسون حل میشه، شک نکن که راهِ حلت اشتباهه!
***
پیتزافروش: خانم، پیتزا رو براتون چهار قسمت ببرم یا هشت قسمت؟
مشتری: من تازگیا یک کم چاق شدم، لطفاً همون چهار قسمت برام ببرید!
***
آموزگار پس از پایان درس:
میدونم این بار هم %۸۰ از شما درس را نفهمیدید!
شاگرد از ته کلاس: آقا اجازه، ولی ما که فقط ۳۰ نفریم توی کلاس!!!
***
آدمیان به ۱۰ گونهٔ مختلفند:
آنهای که کد دودویی (binary) را میتوانند بخوانند،
و
آنهای که کد دودویی (binary) را نمیتوانند بخوانند.
***
دو تا دوست سوار بالونی بودند و بخاطر مه بسیار غلیظی، مسیرشان را گم کرده بودند و مجبور شدند در دهی پایین بیایند. از دوردست کسی به آنها نزدیک شد.
یکی از آن دو نفر از آن رهگذر پرسید: آقا ببخشید، ما کجا هستیم؟
رهگذر پس از مدتی فکر کردن گفت: شما در سبد یک بالون هستید!
یکی از آن دو دوست به دیگری گفت، این رهگذر باید ریاضیدان باشد.
دیگری پرسید: چرا، از کجا فهمیدی؟!
دوستش پاسخ داد:
به این سه دلیل:
۱. رهگذر پیش از پاسخ دادن، زیاد فکر کرد.
۲. پاسخش ۱۰۰% درست است.
۳. پاسخش بهدرد خودش میخورد و به ما کمکی نمیکند.
***
ریاضیدانی به همسرش (که او هم یک ریاضیدان بود) دسته گلی داد و گفت: «عزیزم دوستت دارم.»
اما همسرش گل را به سمت او پرت کرد و با عصبانیت آنجا را ترک کرد.
میدانید چرا؟!
برای اینکه او میباید میگفت: «عزیزم تو را و تنها تو را دوست دارم.»
***
پدر از پسرش پرسید: امروز امتحان ریاضیات چطور بود؟
پسر: یکی از جوابهام غلط بود.
پدر: معلمتون چند تا سؤال داده بود؟
پسر: پنج تا.
پدر: این خیلی عالیه، پس بقیه سؤالها رو درست حل کردی؟
پسر: نه دیگه، اینقدر درگیر حل اون یکی سؤال شدم که اصلا وقت نشد به بقیه سؤالها نگاه کنم!













